مرتضى مطهرى

205

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

انواع علوم كه شايد نمىتوان دو نفر را پيدا كرد كه از اين جهت كاملًا مثل هم باشند ، همان‌طور كه ما نمىتوانيم دو نفر را پيدا كنيم كه از لحاظ شكل ظاهرى يك جور باشند . حتى دو نفر دو قلو را نمىتوان گفت كاملًا شبيه يكديگر هستند . همين‌طور است از لحاظ حالات روحى . حتى دو برادر دوقلو از لحاظ روحى مشابه نيستند ، باز با هم اختلاف دارند . آيا افراد بشر از لحاظ قدرت بدنى با هم مساوى آفريده شده‌اند ؟ از لحاظ احساسات و عواطف مساوى آفريده شده‌اند ؟ از لحاظ تمايلات ذوقى يك جور آفريده شده‌اند ؟ در يكى ذوق تجارت است ، در يكى ذوق قضاء است ، در يكى ذوق سياست است و در ديگرى ذوق تحصيل . حال كه افراد ، متفاوت آفريده شده‌اند پس محصول كار افراد با يكديگر مساوى نيست ؛ يعنى در يك نفر قدرت كار و كوشش بيشتر است و در ديگرى كمتر . در اتحاد جماهير شوروى هم همهء افراد ، آن نبوغ خروشچف را ندارند . حالا كه افراد از لحاظ نبوغ و قدرت كار و ابتكار مساوى نيستند ، آيا بايد على رغم اين تفاوتشان به آنها على السويه پاداش بدهيم ؟ يعنى اگر ما دو بچه را به مدرسه فرستاديم ، يكى پركار بود و ديگرى تنبل ، آيا آخر سال هنگام نمره دادن به آنها يك جور نمره بدهيم و بگوييم كشورمان كشور مساوات است و ما اين تفاوتها را قائل نيستيم ؟ ! آخر سال ببينيم آن شاگرد زرنگ نمره‌اش 20 است و ديگرى نمره‌اش 5 است ، بياييم بين ايندو معدل بگيريم و به هركدام نمرهء 5 / 12 بدهيم كه مساوى بشوند ! اين خلاف عدالت و عين ظلم است كه يكى كار كند و ديگرى تنبل باشد ، محصول كار زرنگ را به تنبل بدهيم . گذشته از اينكه خلاف عدالت است خلاف مصلحت اجتماع هم هست ، زيرا با اين كار تنبل هيچ وقت زرنگ نمىشود و زرنگها هم تنبل خواهند شد . چون اگر محصول كار مرا به ديگرى بدهند ، من چه كار بكنم و چه كار نكنم با ديگرى برابر هستم . من كه ديوانه نيستم كه كار بكنم ! يكى قدرت ابتكارش بيشتر از ديگرى است . يكى قدرت اختراع دارد ، يكى ندارد . اگر آن كه قدرت اختراع دارد ببيند سهمش با ديگرى على السويه است ، پولى كه به او مىدهند مساوى است با آنچه به ديگرى مىدهند و در معرفى و شهرت هم - كه پاداش ديگرى است - اسم فرد را نمىبرند و مىگويند اجتماع اين كار را كرده است ، اصلًا اين فرد ذوقش تحريك نمىشود كه به دنبال اختراع برود . ذوق فرد وقتى به دنبال ابتكار و اختراع مىرود كه به نام خودش در تاريخ ثبت بشود . و لهذا بشريت جرأت نكرده كه تا اين